گاوآب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِمر.) جُلبک.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِمر.) جُلبک.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاوآب . [ وْ ] (اِ مرکب ) جل وزغ . جامه ٔ غوک و آن چیزی باشد سبز مانند نمد که در روی آبهای ایستاده بهم رسد و به عربی ثورالماء و طحلب خوانند. (برهان ). جلبک . پاره ای گیاهها که در دریاها و دریاچه های شیرین یا شور بر روی یا تک آب روید.