گاو بحری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گاو بحری . [ وِ ب َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پستاندار عظیم دریائی شبیه وال که از آن عنبر خیزد. گاو عنبرده . گاوی که در دریا زندگی کند : نگویی گاو بحری را چرا تب خاله شد عنبر گیا در ناف آهو مشک اذفر بیشمر دارد. ناصرخسرو. در بعض مآخذ آن را قاطوس و قیطوس نوشته اند ولی این کلمات مأخوذ از یونانی کتوس است بمعنی بال یا وال (ماهی بزرگ ). رجوع به دزی ج ٢ ص ٤٣٣ شود.