گازرشست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ) (ص مف.) <BR>۱- سخت پاک و تمیز.<BR>۲- آهار کرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ) (ص مف.) ۱- سخت پاک و تمیز. ۲- آهار کرده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گازرشست . [ زُ / زَ ش ُ ] (ن مف مرکب ) آهار کرده : کتان و طبقی باید پوشید و کرباس نرم گازرشست که به تن باز نگیرد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ سخت پاک : کرباسها بر گازرشست بیاری و این سفره در مسجد جامع بنهی . (اسرار التوحید ص ٥٥).