کیپا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) = گیپا: شکنبة گوسفند که در آن گوشت قیمه و برنج و لپه و جز آن آکنده پزند و خورند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) = گیپا: شکنبه گوسفند که در آن گوشت قیمه و برنج و لپه و جز آن آکنده پزند و خورند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیپا. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) به لغت زند و پازند نقره را گویند، و به عربی فضه خوانند. (برهان ) (آنندراج ). به لغت زند و پازند، نقره و سیم . (ناظم الاطباء). هزوارش، کئیپا یا کسپه . پهلوی، اسیم (سیم، نقره ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
کیپا. (اِ) نوعی از طعام که روده ٔ باریک گوسفند را پاک کرده در جوف آن گوشت قیمه و دال نخود و برنج و مصالح پر کرده در روغن بپزند. از لغات ترکی نوشته شد. (غیاث ) (آنندراج ). شکنبه ٔ گوسفند که در آن گوشت قیمه و برنج و لپه و جز آن آکنده، پزند و خورند. گیپا. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به گیپا شود. ◄ (شاید مخفف کله پا یا کله پاچه ) کله پاچه ٔ پخته . کله پاچه و شکنبه ٔ پخته . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به «کیپاپز» شود.