کیهوییدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیهوییدن . [ دَ ] (هزوارش، مص ) به لغت زند و پازند یعنی روییدن و برآمدن و سبز شدن . (برهان ) (آنندراج ). برآمدن و سبز شدن . (ناظم الاطباء). رجوع به کیهونستن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیهوییدن . [ دَ ] (هزوارش، مص ) به لغت زند و پازند یعنی روییدن و برآمدن و سبز شدن . (برهان ) (آنندراج ). برآمدن و سبز شدن . (ناظم الاطباء). رجوع به کیهونستن شود.