کیسه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیسه کردن . [ س َ / س ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دلاکی کردن . (آنندراج ). کیسه کشیدن در حمام . دلاکی کردن . (فرهنگ فارسی معین ). کیسه کشیدن . رجوع به کیسه کشیدن شود. ◄ به مجاز، سرزنش کردن، چنانکه گویند: فلانی فلان را آن چنان کیسه کرده که تا حشر چرک در بدنش وجود نخواهد داشت . (آنندراج ).