کیتو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیتو. (اِخ ) مرغزاری طویل و عریض است که شش فرسنگ در سه فرسنگ مساحت دارد و میان کرج و گرهرود و همدان و ساوه واقع بوده است . رجوع به نزهة القلوب چ گای لیسترنج ج ٣ صص ٦٩ - ١٩٥ و ٢٢١ و مدخل قبل شود.
کیتو. [ ت ُ ] (اِخ ) پایتخت کشور جمهوری «اکوادور» در امریکای جنوبی است که بر سلسله جبال آند و در ارتفاع ١٨٥٠ گزی و در دامنه ٔ آتش فشان «پیشن شا» واقع است و ٤٠١٨٠٠ تن سکنه دارد. این شهر دارای دانشگاه و رصدخانه و کتابخانه و کلیسای کهن است . (از لاروس ) (از وبستر).
کیتو. [ ک َ / ک ِ ] (اِ) مرغ سنگ خوار که بیشتر سنگ ریزه خورد. (فرهنگ رشیدی ). نام پرنده ای است که بیشتر سنگ ریزه خورد، و آن را سنگخوارک گویند، و در فرهنگها بعد از «یا»، «تا» آورده اند و برهان بعدِ «یا» به جای تای مثناة فوقانی بای موحده ٔ تحتانی آورده و گفته مرغی است ... (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به کیبو شود.