کیاکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیاکن . [ ک َ ک ِ ] (ص ) مخالف وناهموار. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٤٠٠) : سراپای بعضی و بعضی کیاکن چو اندر مغاک چغندر چغندر. ؟ (از لغت فرس ایضاً). رجوع به کیاگن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیاکن . [ ک َ ک ِ ] (ص ) مخالف وناهموار. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٤٠٠) : سراپای بعضی و بعضی کیاکن چو اندر مغاک چغندر چغندر. ؟ (از لغت فرس ایضاً). رجوع به کیاگن شود.