کیارش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کیارش . [ ک َرَ ] (اِخ ) نام یکی از چهار پسر کیقباد است . (برهان ). نام یکی از چهار پسر کیقباد بوده، و اصل در آن کی آرش است . (آنندراج ) (انجمن آرا). از: کی + آرش، در اوستا، کوی ارشن (به معنی کی و شهریار دلیر). (حاشیه ٔ برهان چ معین ) : نخستین چو کاوس باآفرین کی آرش دوم بد، سوم کی پشین . چهارم کی ارمین کجا بود نام سپردند گیتی به آرام و کام . فردوسی (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه