کژکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کژکی . [ ک َ ژَ ] (ص نسبی، ق ) منسوب به کژک مصغر کژ. کجکی . رجوع به کجکی شود.
کژکی . [ ک َ ] (اِ) درمی بوده است چون توتکی و فنجی . (از فرهنگ اسدی ذیل توتکی ). در عهد قاجاریه وقتی قرانهای زنجیره دار (امین السلطانی ) زدند قرانهای کهنه را کشکی میگفتند و آن البته صورتی از همین کژکی بود. (یادداشت مؤلف ).