کپسول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- غشا یا پوشش یا ساختار دیگری که بافت یا اندامی را دربر - میگیرد.<BR>۲- پوشش لعاب مانندی معمولاً از جنس پلی ساکارید که لایهای محافظ به دور برخی باکتریها میسازد، پوشینه. (فره).<BR>۳- دارویی که دارای پوشش ژلاتینی شبیه به کپسول است.<BR>۴- مخزنی برای نگه داری انواع گاز، استوانک (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) [ فر. ] (اِ.) ۱- غشا یا پوشش یا ساختار دیگری که بافت یا اندامی را دربر - میگیرد. ۲- پوشش لعاب مانندی معمولاً از جنس پلی ساکارید که لایهای محافظ به دور برخی باکتریها میسازد، پوشینه. (فره). ۳- دارویی که دارای پوشش ژلاتینی شبیه به کپسول است. ۴- مخزنی برای نگه داری انواع گاز، استوانک (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کپسول . [ ک َ ] (فرانسوی، اِ) پوشینه ای ژلاتینی و به اندازه های مختلف که گردها و گاهی مایعات و روغنهای دارویی را به جهت مخفی نگاه داشتن طعم بد آنها در درون آن جای میدهند. ◄ چاشنی تفنگ . ◄ محفظه ٔ فلزی نگهداری اکسیژن را. ◄ گونه ای میوه ٔ خشک شکوفا که از چند برچه بوجود آمده است . میوه کپسول دارای اشکال متعدد است، در برخی میوه ها قسمتی از میوه مانند سرپوش از روی قسمت دیگر برداشته می شود. در این صورت کپسول را به نام مجری یا پیکسید می خوانند مانند میوه ٔ بارهنگ و گل ناز و برخی دیگر بواسطه سوراخهائی که در زیر صفحه ٔ کلاله واقع است دانه را آزاد می کنند، در این صورت گرز خوانده می شوند مانند میوه ٔ شقایق و خشخاش . برخی میوه ها هم شکفتنشان با صدایی نسبتاً شدید توأم است و ناگهانی است مانند میوه ٔ گیاه فلوکس و میوه ٔ هور . (فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
پوشینه