کوکنک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوکنک . [ کو ک َ ن َ ] (اِ مصغر) مصغر کوکن است که جغد باشد و آن پرنده ای است به نحوست مشهور. (برهان ) (آنندراج ). کوکن یعنی جغد کوچک . (ناظم الاطباء) : آواز نای و حسن کجاسیرگاه تو ویرانه ها و خلق در آن همچو کوکنک . خیالی سبزواری (از فرهنگ رشیدی ). الصخد؛بانگ کوکنک . (مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).