کوکبیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوکبیة.[ ک َ ک َ بی ی َ ] (اِخ ) دهی است . (از معجم البلدان ).و منه المثل : «دعوا دعوة کوکبیة» و اصل آن چنان است که عاملی بر مردم آنجا ستم روا داشت، ایشان وی را نفرین کردند و او مرد، و این مثل سایر شد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به معجم البلدان شود.
کوکبیه . [ ک ُ ک َ بی ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کزاز بالا که در بخش سربند شهرستان اراک واقع است و ١٠٢ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).