کوکب خراسانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوکب خراسانی . [ ک َ ک َ ب ِ خ ُ ] (اِخ ) میرزا عبدالعلی بن میرزا محسن . پدرش از مردم خراسان بود، اما وی در یزد متولد شد. در حسن خط خاصه در نسخ از امثال میرزا احمد نیریزی بشمار می رفت و در زمان فتحعلی شاه به منصب صدارت رسید و گاهی شعر نیز می سرود. رباعی زیر از اوست : ای مهر تو مرهم دل خسته ٔ من وی مهر تو بر لب فروبسته ٔ من عفو و کرم و عطاست زیبنده ٔ تو جرم و گنه و خطاست شایسته ٔ من . (از مجمع الفصحاء ج ٢ ص ٤٢٦).
کوکب خراسانی . [ ک َ ک َ ب ِ خ ُ ] (اِخ ) میرزا محمدباقر. اصلش از خاوران و از مردم راز و قوشخانه ٔ خبوشان بود. در آغاز جوانی به تهران آمد و به کسب علم و ادب پرداخت ودر علوم ریاضی و طبیعی نیز مقامی یافت . محمدحسین خان قاجار مروزی و سایر رجال دربار فتحعلی شاه را در حق او عنایتی بود. وی در هفتادسالگی به سال ١٢٧٢ هَ . ق . درگذشت . دیوانش جمع نگردیده است . از قصاید اوست : شب دوشین به هجر روی دلبر نهادم سر به زانو دیده بر در ز شور آن نگار پرنیان پوش ز خار و خاره ام بالین و بستر... (از مجمع الفصحاء ج ٢ صص ٤٢٦-٤٢٧). و رجوع به همان مأخذ شود.