کوچک دلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوچک دلی . [ چ َ / چ ِ دِ ] (حامص مرکب ) نازک دلی . (غیاث ). کوچک دل بودن . حالت کوچک بودن دل : سهل باشد عشق اگر بر خاک بردارد مرا مهر از کوچک دلی بسیار شبنم را نواخت . صائب (از آنندراج ). ز خلق خوش به سر جا می دهندت غنچه سان هر دم زوالی نیست با کوچک دلی بالانشینی را. شفیع اثر (از آنندراج ). رجوع به کوچک دل شود. ◄ بی رحم و ترحم نیز نوشته اند. (غیاث ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی