کوه نورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوه نورد. [ ن َ وَ ] (نف مرکب ) عبورکننده از کوه . (ناظم الاطباء). کوه پیما. رَقّاء. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : باد چون عزم اوست در ناورد زآن بیابان بُر است و کوه نورد. مختاری . کرد صحرانشین کوه نورد چون بیابانیان بیابان گرد. نظامی . تازی اسبان پارسی پرورد همه دریاگذار و کوه نورد. نظامی . ◄ آنکه به ورزش کوه نوردی پردازد .