کوه نورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ وَ) (ص فا.) کسی که قسمت -های سخت کوه را میپیماید تا به قله برسد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ وَ) (ص فا.) کسی که قسمت -های سخت کوه را میپیماید تا به قله برسد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوه نورد. [ ن َ وَ ] (نف مرکب ) عبورکننده از کوه . (ناظم الاطباء). کوه پیما. رَقّاء. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : باد چون عزم اوست در ناورد زآن بیابان بُر است و کوه نورد. مختاری . کرد صحرانشین کوه نورد چون بیابانیان بیابان گرد. نظامی . تازی اسبان پارسی پرورد همه دریاگذار و کوه نورد. نظامی . ◄ آنکه به ورزش کوه نوردی پردازد .
فرهنگ طیفی واژهدان
فرد صعودکننده چیز بالارونده، موشک، هواپیما
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی