کون جنبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کون جنبان . [ جُم ْ ] (نف مرکب ) رقاص و مسخره .(آنندراج ). کون جنباننده . کسی که در حال رقص نشستنگاه خود را حرکت دهد. (فرهنگ فارسی معین ) : ز نی آموز در صحرا سماع بیخودی کردن کمانچه وار باشی چند کون جنبان محفلها. محمدقلی سلیم (از آنندراج ). ◄ (ق مرکب ) رقص کنان . (ناظم الاطباء).