کولیوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کولیوند. [ کو / ک َ / کُو لی وَ ] (اِخ )یکی از طوایف چهارگانه از ایلهای کرد پیشکوه است که تقریباً مرکب از ٣٥٠ خانوار است و در الیشتر و کناررودخانه ٔ سیمره سکنی ̍ دارند. این طایفه سابقاً ٢٥٠٠خانوار بوده اند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ٦٣).
کولیوند. [ کو / ک َ / کُو لی وَ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش سلسله که در شهرستان خرم آباد واقع است . این دهستان در شمال غربی بخش قرار دارد و از مشرق به دهستان یوسف وند، از شمال به کوه گچ کن، از مغرب به بخش دلفان و از جنوب به سفیدکوه محدود است . دامنه و جلگه است و هوایی سردسیر دارد. آب آن از رودخانه های پیرمحمدشاه، تیمورسودی، چناره و چشمه های دیگر تأمین می شود. مرتفعترین قلل جبال در این دهستان عبارت است از: کوه گچ کن، سرخه کوه کوسه و سفیدکوه .این دهستان از ٤٣ آبادی تشکیل شده و سکنه ٔ آن در حدود ٨٥٠٠ تن است . قرای مهم آن عبارت است از: فیروزآباد، آب باریک، زیریان و علم . سکنه این دهستان از طایفه ٔ کولیوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).