کولان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کولان . [ ک َ وَ ] (اِ) گیاهی است که در آب روید و از آن حصیر بافند. (از برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گیاهی است که در آب روید و از آن بوریا سازند. (فرهنگ رشیدی ). اسل . اسل کولان . سمار. سخونوس . نی بوریا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل بعد شود.
کولان . [ کو / ک َ ] (ع اِ) گیاه بردی و علف . (منتهی الارب ). گیاه بردی و واحد آن کولانة است . (از اقرب الموارد). گیاه بردی . (ناظم الاطباء). ◄ گیاهی است مانند بردی که در آب روید. (منتهی الارب ). و رجوع به مدخل قبل شود.
کولان . [ ک َ وَ ] (اِخ ) نام کوهی است . (برهان )(از ناظم الاطباء). کوهی که رودخانه ٔ خرم آباد ملایر از آن سرچشمه می گیرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).