کولا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) = شولا: جامهای پشمین که شبانان پوشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) = شولا: جامهای پشمین که شبانان پوشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کولا. (اِخ ) دهی از دهستان کله بوز که در بخش مرکزی شهرستان میانه واقع است و٢٠٦ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤)
کولا. (اِ) زبان کردان بود بارانی گوید... (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ١٦) (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). گمان می کنم به کاف تازی مفتوح (کَولا) باشد و با اینکه در نسخه ٔ فرهنگ اسدی، نخجوانی یکی دو بار دیگر به بارانی تصادف می شود، معهذا شاید عبارت اصل کتاب این بوده : «به زبان کردان بارانی بود» و پس از آن محتمل است نام شاعر آمده و سپس لفظ «گوید» و محتمل است نام شاعر نیز بارانی بوده و کاتب از تکرار بارانی جمله را غلط گمان برده و تصرف عادی کتاب را مرتکب شده است . کولا به گمان من لهجه و لحنی از «شولا» باشد و تبدیل شین به کاف و خاء در زبان پارسی سایر است و شولا را چنانکه خود بر تن مردی «درگزینی » (درگزین همدان ) دیدم، جامه ٔ فراخی است - فراختر از عبای زمستانی - که بر روی جامه های دیگر پوشند. رویه و زیره ٔ آن از جامه ٔ پشمین تنک است و میان آن انباشته به پشم است و با موی آدمی و اسب، آن پشم برابره و آستر استوار کرده اند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جامه ٔ پشمین که شبانان پوشند. با شولا قیاس شود. (از فرهنگ فارسی معین ) : در بیابان بدید قومی کرد کرده از موی هر یکی کولا. بارانی (از لغت فرس چ اقبال ص ١٦). و رجوع به کولاویان شود.