کورک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورک .[ ک َ وَ / ک َ رَ ] (اِخ ) نام موضعی هم هست نزدیک به هرمز. (برهان ). نام موضعی است نزدیک به هرمز فارس که قریب به خلیج عمان باشد. (آنندراج ) (انجمن آرا).
کورک . [ ک َ وَ / ک َ / کُو رَ ](اِخ ) نام جمعی از کفار باشد. (برهان ). نام گروهی از کفار کتور که در هندوستان باشند. (آنندراج ) (انجمن آرا). ظاهراً مصحف گورک، گبرک . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به گبر شود.
کورک . [ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چرداول که در بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام واقع است و ١٥٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).