فرهنگ لغت

کورکور کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کورکور کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کورکور کردن چراغ ؛ سخت ضعیف روشنایی دادن آن . با روشنایی کم گاهی شعله برکشیدن و گاهی فرونشستن شعله ٔ آن چنانکه چراغ و روغنش بپایان آمده . گاهی شعله نداشتن و گاهی شعله ٔ خرد داشتن آن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معنی کورکور کردن | فرهنگ لغت