کوروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوروش . [ کورْ وَ ] (ق مرکب ) کوروار. مانند کور. چون کوران . همچون نابینایان : کوروش قائد و عصاطلبی بهر این راه روشن و هموار. هاتف . و رجوع به کوروار شود.
کوروش . (اِخ ) رجوع به کورش کبیر، کورش کوچک و کورش اول شود.