فرهنگ لغت

کورمیخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کورمیخ . (اِ مرکب ) میخ سربزرگ چوبین را گویند که در طویله ٔ اسبان به کار برند. (برهان ) (ناظم الاطباء) : به اشک چشمم چون خانه کورمیخ کشند چو غنچه هیچم باشد که سیرخواب کنند . مسعودسعد.

معنی کورمیخ | فرهنگ لغت