کورمالی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورمالی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دست مالیدن به اشیاء در تاریکی برای یافتن چیزی . (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورمالی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دست مالیدن به اشیاء در تاریکی برای یافتن چیزی . (فرهنگ فارسی معین ).