کورزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کورزه . [ ] (اِخ ) از ده های فراهان است . (تاریخ قم ص ١٤١.)
کورزه . [ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان منجوان که در بخش خداآفرین شهرستان تبریز واقع است و ١٢٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
کورزه . [ ک َ وَ زَ / زِ ] (اِ مصغر) اسم فارسی خرنوب شامی است . (فهرست مخزن الادویه ). بمعنی کورز است که میوه و بار کبر باشد و کبر رستنیی بود خاردار و خرنوب شامی همان است . کورک .(از برهان ). میوه و بار کور (کبر). (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کبر، کور، کورز، کورک و خرنوب شود.