کوربختی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوربختی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) بدبختی . ادبار. (فرهنگ فارسی معین ). تیره بختی : روز خفاش است کور از کوربختی زآنکه او دشمنی در خفیه با خورشید خاور می کند. سلمان (از آنندراج ). رجوع به کوربخت شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوربختی . [ ب َ ] (حامص مرکب ) بدبختی . ادبار. (فرهنگ فارسی معین ). تیره بختی : روز خفاش است کور از کوربختی زآنکه او دشمنی در خفیه با خورشید خاور می کند. سلمان (از آنندراج ). رجوع به کوربخت شود.