کور گردانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کور گردانیدن . [ گ َ دَ ] (مص مرکب ) کور کردن . نابینا ساختن . و رجوع به کور کردن شود. ◄ انباشتن و مسدود ساختن آبراه چشمه و جز آن : و کاریزها انباشتن و چشمه های آب را کور گردانیدن و دزها و شهرها و دیوارها کندن . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٣٨). و رجوع به کور کردن شود.