کوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) یکی از پنج سهمی که برحسب سنت مبنای تقسیم محصول به شمار میرود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) کفل و سرین آدمی.
(اِ.) ۱- کود. ۲- مجموع، انباشته.
[ هند. ] (اِ.) قلعه، حصار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوت . (موصول + ضمیر + ضمیر) که + او + ت ضمیر متصل ؛ مخفف که او ترا. (ناظم الاطباء).
کوت . (اِخ ) دهی از دهستان مینوحی است که در بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان واقع است و ١٥٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
کوت . (اِخ ) دهی از دهستان قصبه ٔ نصار است که در بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان واقع است و ٣٠٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه