کهیلا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهیلا. [ ک َ ] (اِخ ) نام مبارزی بود ایرانی . (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نام یکی از مبارزان ولایت توران . (از فرهنگ رشیدی ). نام پهلوانی تورانی . (از فهرست ولف ) : به دست منوچهر بر میمنه کهیلا که صد پیل بد یک تنه . فردوسی .
کهیلا. [ ک َ ] (اِ) کهیله . اسم هندی سلیخه است . (فهرست مخزن الادویه ). کهیله . سلیخه . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کهیله و سلیخه شود.