کهن شده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن شده . [ ک ُ هََ / هَُ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کهنه شده . فرسوده شده . ازکارافتاده : گفته ٔ دانا چو ماه نو به فزون است گفته ٔ نادان چنان کهن شده عرجون . ناصرخسرو. رجوع به کهن شدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن شده . [ ک ُ هََ / هَُ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کهنه شده . فرسوده شده . ازکارافتاده : گفته ٔ دانا چو ماه نو به فزون است گفته ٔ نادان چنان کهن شده عرجون . ناصرخسرو. رجوع به کهن شدن شود.