کهن دامی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهن دامی . [ ک ُ هََ / هَُ ] (حامص مرکب ) کامل بودن در مکر و فریب . (آنندراج ). سابقه ٔ ممتد در فریفتن کسان داشتن . (فرهنگ فارسی معین ) : بی خبر دانه خور صحبت آن یارانی کز تو گیرند دل و دین به کهن دامیها. محسن تأثیر (از آنندراج ).