کهرجان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهرجان . [ ک َ رَ ] (اِخ ) موضعی است در فارس . (از معجم البلدان ). لاغر و کهرجان، این نواحی کارزین است و گرم سیر است و هوا و آب ناموافق ... و در این دو جای جامع و منبر نیست . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٤٠). حاصلش غله و پنبه و خرماست . (از نزهة القلوب ج ٣ ص ١١٩).