کهتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهتاب . [ ک َ ](اِ مرکب ) به معنی کاه دود باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کاهی که آتش در آن نهند تا دود کند و بیشتر برای گشودن اخلاط از بینی اسب و سایر چهارپایان کنند. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : بر ستوران و اقربات مدام کاه کهتاب باد و جو کشکاب . انوری (از فرهنگ جهانگیری ). ◄ گیاهها و ادویه ای را گویند که گرماگرم جوشانیده بر عضوی که دردمندی یا ورمی داشته باشد یا از جای برآمده بود، ببندند تا درد و وجع تخفیف یابد. (فرهنگ جهانگیری ). ادویه ٔ جوشانیده را نیز گویند که گرم گرم به جهت تخفیف وجع و درد بر عضو ورم کرده و ازجای برآمده بندند. (برهان ) (آنندراج ). نطول و داروی جوشانده ای که گرماگرم بر عضو مأوف اندازند. (ناظم الاطباء) : ای چون خر آسیا کهن لنگ کهتاب تو روی کهربا رنگ . نظامی (لیلی و مجنون چ وحید ص ٢٦٥).