کنوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنوس . [ ک ُ ] (اِ) کُنُس . کونوس . ازگیل . رجوع به ازگیل در همین لغت نامه و درختان جنگلی ایران و جنگل شناسی ساعی شود. - کنوس طبری ؛ به لغت تبرستان اسم نوع زعرور است و به ترکی ازگل خوانند و لذیذتراز زعرور است . (انجمن آرا) (آنندراج ). اسم نوع کبیرزعرور است . (الفاظ الادویه ).
کنوس . [ ک ُ ] (ع مص ) پنهان شدن آهو در خوابگاه خود و درآمدن در آن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد).در آشیان شدن آهو. (ترجمان القرآن ) (دهار). در آشیان شدن آهو و گوزن و بز کوهی . (تاج المصادر بیهقی ).