کندپا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کندپا. [ ک ُ ] (ص مرکب ) که پائی کند دارد. مقابل تیزتک : کندپایم در حضور، اما زبان تیزم به مدح تیزی شمشیر گویا برنتابد بیش از این . خاقانی . دردا که بخت من چو زمین کندپای گشت این کندپایی از فلک تیزگرد خاست . خاقانی . ایام سست رأی و قدر سخت گیر شد اوهام کندپای و قدر تیزتاب شد. خاقانی . چو مردانه رو باشی و تیزپای به شکرانه با کندپایان بپای . سعدی .