کندوکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کندوکو. [ ک َ دُ ک َ / ک ُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) کندوکاو. (فرهنگ فارسی معین ). - کندوکو کردن ؛ وررفتن : دیشب تا صبح دزد پشت در کندوکو کرد که باز کند. این قدر با دندانها کندوکو مکن مینای روی آن می رود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کندوکاو و کاویدن شود.