کندز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ نْ دِ) (اِمر.) قلعة کهن، دژ کهن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ نْ دِ) (اِمر.) قلعه کهن، دژ کهن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کندز. [ ک ُ دِ ] (اِ مرکب ) مخفف کهن دز است که قلعه ٔ کهنه باشد. (برهان ). مخفف کهن دژ است و کهن دژ به معنی قلعه و شهر قدیم است عموماً. (آنندراج ) کهن دز و دژ و قلعه ٔ کهنه . (ناظم الاطباء). ◄ کوشک و بالاخانه ٔ کهنه . (برهان ).
کندز. [ ک ُ دُ ] (اِخ ) نام شهری بوده آبادکرده ٔ جمشید و پای تخت فریدون هم بوده است و معرب آن قندز است . (برهان ). مخفف «کهن دز» (دژکهن ) = قهندز = قندز (مخفف ). «کندز» یعنی کهن دز و این دژ شهری باشد. رودکی (سمرقندی ) گفت : گه بر آن کندز بلند نشین گه بر این بوستان و چشم گشای . (لغت فرس ص ١٨٢ از حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به کهندز و قهندژ شود.
کندز. [ ک ُ دِ ] (اِخ ) شهری بوده در توران، آبادکرده ٔ فریدون و اکنون بیکند گویندش . (برهان ). و رجوع به کُندُز شود.