کنددست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنددست . [ ک ُ دَ ] (ص مرکب )آنکه دستش در عمل کند باشد. مقابل تردست . (فرهنگ فارسی معین ). آنکه دستی فرز و چالاک ندارد : زنم تیشه خوش تیزدستانه بر پا به طاقت تراشی ولی کنددستم . نورالدین ظهوری (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی