کنداکند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنداکند.[ ک ُ ک ُ ] (ص مرکب، ق مرکب ) بسیار کند : شیر درد شکار، چابک و تند مگس و عنکبوت، کنداکند. ؟ (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ در حال کندی . و رجوع به کُند شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنداکند.[ ک ُ ک ُ ] (ص مرکب، ق مرکب ) بسیار کند : شیر درد شکار، چابک و تند مگس و عنکبوت، کنداکند. ؟ (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ در حال کندی . و رجوع به کُند شود.