کند گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کند گردیدن . [ ک ُ گ َ دَ ] (مص مرکب ) کند شدن . از برندگی افتادن : هنر با خرد در دل مرد تند چو تیغی که گردد به زنگار کند. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کند گردیدن . [ ک ُ گ َ دَ ] (مص مرکب ) کند شدن . از برندگی افتادن : هنر با خرد در دل مرد تند چو تیغی که گردد به زنگار کند. فردوسی .