کنجکاوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنجکاوی . [ ک ُ ] (حامص مرکب ) تفحص و تلاش و دقت و غور و امعان . (غیاث ) (آنندراج ). تفحص دقیق . غوررسی . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
میل بهدانش، علاقه، جستجو، بررسی، کاوش، تحقیق، پژوهش، تجسس، تتبع، تفحص، مداقه، تدقیق، خردهبینی، فکر فضولی پیگیری بازجویی، بازپرسی حیرت، تحیر موضوع کنجکاوی، چیز مسئلهدار، جالب توجه، چیز عجیب
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی