کنجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ جُ) (اِ.)<BR>۱- هر چیز پیچیده و درهم کشیده.<BR>۲- دست و پایی که انگشتان آن درهم کشیده شده و کج و کوله باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ جُ) (اِ.) ۱- هر چیز پیچیده و درهم کشیده. ۲- دست و پایی که انگشتان آن درهم کشیده شده و کج و کوله باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنجل . [ ک ُ ج ُ ] (ص ) هر چیز درهم کشیده شده وچین و شکنج به هم رسانیده . ◄ دست و پایی را گویند که انگشتان آن در هم کشیده شده باشد. ◄ خمیر نانی که در تنور افتاده و در میان آتش پخته شده باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).