کنج کنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنج کنج . [ ک ِ ک ِ ] (ص ) کوچک و خرد. ◄ (ق ) اندک . ◄ کم کم وبهره بهره . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و به این معنی با جیم فارسی (کنچ کنچ ) هم گفته اند و به جای نون یاء حطی نیز به نظر آمده است (کیچ کیچ ) . (برهان ). و رجوع به کیچ کیچ شود.