کنترات کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنترات کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) قرارداد بستن : ساختمان بیمارستان را کنترات کرد. (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنترات کردن . [ ک ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) قرارداد بستن : ساختمان بیمارستان را کنترات کرد. (فرهنگ فارسی معین ).