فرهنگ لغت

کم‌سویی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ضعف چشم، عیوب چشم، دوربینی، نزدیک‌بینی، چشم چپ، لوچی، دوبینی، آستیگماتیسم، کاهش تطابق، پیرچشمی، کوررنگی، شب‌کوری بیماریهای چشم: آب‌مروارید، آب آوردن، باباغوری، آب‌سیاه، تراخم

معنی کم‌سویی | فرهنگ لغت