کمیتة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ تَ یا تِ) [ فر. ]<BR>۱- (اِ.) انجمن، حزب.<BR>۲- هیئتی از افراد که برای رسیدگی، پژوهش، اقدام یا تهیة گزارش در مورد کاری تعیین میشود، کارگروه (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ تَ یا تِ) [ فر. ] ۱- (اِ.) انجمن، حزب. ۲- هیئتی از افراد که برای رسیدگی، پژوهش، اقدام یا تهیه گزارش در مورد کاری تعیین میشود، کارگروه (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمیتة. [ک َ ت َ ] (ع اِ) اصل چیزی : یقال اخذ بکمیتته ؛ ای اصله . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کمیته . [ ک ُت ِ ] (فرانسوی، اِ) اجتماع اعضاء انتخاب شده در یک مجمع یا مجلس است که برای مطالعه و بررسی امر خاصی صورت می گیرد. (از لاروس ).
کمیته . [ ک َ ت ِ ] (اِخ ) دهی از بخش ساردوئیه است که در شهرستان جیرفت واقع است و ٦٤٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
واژگان فارسی سره واژهدان
گروه، کارگروه