کمش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمش . [ ک َ ] (ع ص ) مرد تیزرو و سبک و کافی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرد سریع. (از اقرب الموارد). ◄ اسب خردنره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسب نریان خردنره . (ناظم الاطباء). ◄ زن خردپستان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ مادیان خردپستان .(ناظم الاطباء). اسب خردپستان . (از اقرب الموارد).
کمش . [ ک َ ] (ع مص ) بریدن اطراف چیزی را به شمشیر. ◄ سپری گردیدن توشه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نوعی از بستن پستان ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نوعی از بستن پستان ماده شتر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).