کمست
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ مَ) (اِ.) نوعی جواهر ارزان و کم قیمت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ مَ) (اِ.) نوعی جواهر ارزان و کم قیمت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمست . [ ک َ م َ ] (اِ) نوعی از جواهر زبون کم قیمت و ارزان باشد. (برهان ). نوعی از جواهرزبون کم بها که رنگش به سرخی مایل است و معرب آن جمست باشد. (آنندراج ). یک نوع گوهری زبون و کم قیمت و ارزان . (ناظم الاطباء). صحیح آن گمست = جمست . (حاشیه ٔبرهان چ معین ). و رجوع به گمست و جمست شود. ◄ کنایه از مردم بداصل و نادان هم هست . (برهان ).مردم بداصل و نادان . (ناظم الاطباء). ◄ نوعی از پیاله و جام . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).